يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

13

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

مرحوم هزار و پانصد من الماس كه نفيس‌ترين جواهر است در خزانهء موفوره موجود بود - نقود و جواهر ديگر برين قياس بايد كرد - آخر الامر جز عمل صالح هيچ‌چيز با خويش نبرد - چنانچه از مادر زاده و از وجود موجود شده بود همچنان تهىدست از جهان فاني سفر كرد * بيت * از گهر و گنج كه نتوان « 1 » شمرد * سام چه برداشت فريدون چه برد مدت ملك او سى و دو سال و چند ماه بود - و اللّه اعلم بالصّواب « 2 » ذكر سلطان قطب الدين ايبك المعزّي سلطان قطب الدين بندهء سلطان معزّ الدين محمد سام بود - و در شجاعت و سخاوت نظير خود نداشت - در « 3 » اول حال كه او را از تركستان آوردند در شهر نيشاپور قاضي القضاة امام فخر الدين عبد العزيز كوفي كه از اولاد امام اعظم ابو حنيفهء كوفي رضي اللّه عنه بود خريد - در موافقت فرزندان او كلام اللّه خواند و تيراندازي آموخت - چنانچه « 4 » در اندك مدت كامل حال گشت - چون بزرگ شد تجّار به حضرت غزنين بر دست سلطان مرحوم فروختند - به همه باب اوصاف حميده و آثار گزيده داشت - فامّا چندان جمال نداشت - و انگشت خنصرش شكسته بود - بدان « 5 » سبب ايبك شل گفتندى - در خدمت مخدوم « 6 » ملازم بحدّي بود كه عنقريب به نظر شفقت و مرحمت مخصوص گشت - و روز بروز مرتبه‌اش تضاعف ميپذيرفت - چون هندوستان فتح شد اقطاع كهرام برو « 7 » مفوّض

--> ( 1 ) B . گهر كنج كه تواند شمرد ( 2 ) B . omits بالصواب ( 3 ) M نداشت كه اول حال او را ( 4 ) M . omits چنانچه ( 5 ) M . بدان ايبك شل گفتند ( 6 ) B . در خدمت مجد و ملازم ( 7 ) B . به دو